انجمنی با نام " انجمن زنان . نیکوکار " تقریبن 8 سال می شه که در شهرمون به صورت یک ان جی او و مرکز خیریه راه اندازی شده و اتفاقن بسیار فعال هست و کمکهای زیادی روهم به زنهای بی سرپرست و یا زنان محتاج انجام داده ، چند وقت پیش نیروی انتظامی از اونها می خواد اسامی هئیت اصلی انجمن رو به اونها بدن تا به مرکز بدن حالا کدوم مرکز ؟ چرا و چطورش دیگر خدا داند ؟ خلاصه اونها هم اسامی رو می دن ، بعد ازشون می خوان رضایت هسر ودر صورت تجرد رضایت پدرشون رو بیارن ! - که چی ؟ که یک تعدادی خانوم وقت و عمر و حالا اگر داشتن پولی رو بدون هیچ چشمداشتی در اختیار یک عده زنان نیازمند کمک گذاشتن – خلاصه اینکه اونها هم می رن و بالاخره یک امضایی از شوهر های نازنین می گیرن می یارن اما نیروی انتظامی می گه نه باید برید و به صورت محضری رضایت بگیرید که اونها هم دیگه عصبانی می شن و جوابشون اینه که دستورالعمل جدیده و ما هم ناچاریم !
پ ن : جالبه در فرهنگ و جامعه ای زندگی می کنیم که اگر جنسیتت زن باشه اختیار این رو نداری که شخصن از وقت و پولت به صورت مجانی هم ، واسه دیگران استفاده کنی باید حتمن قیمت اجازه بده !
البته با این وجود روز مرد رو – که من اسمش رو روز پدر نمی ذارم ، خیلی ها هستن که پدرنشدن – به همه مردان وبلاگستان به شرط اینکه افکار مرد سالارانه نداشته باشن تبریک می گم !: D
.. "....... در عمرم به دختری متلک نگفته ام ، چطور بعضی ها جرأت می کنند اینطور عقده های فروخفته را جاری کنند در چند کلام وحشتناک ؛ کلمه را بدل کنند به آلتی برا و فرو کنند تیغه ی تیزش را در عمق جان زنی ؟ نه ، من نفرت دارم از متلک ؛ حتا وقتی که برا نیست کلمات ؛ فقط لودگی است و بس ؛ ابزاری برای جماع روح . اما متلکی هست در یک نمایش روحوضی که با همه ی تمنای جسم که موج می زند در آن ، بازتاب یک جور روح خوب ایرانی است ؛ سرشار از ، به قول نیما ، " هزالی و جلافت " : مرد ، همینطور آب از چک و چانه اش آویزان ، راه می افتد پشت سر زن و ، خیره به لرز کپل ها ، فک می زند : " راه نرو جیگر ، خسته می شی ! " "
ازرمان " وردی که بره ها می خوانند " نوشته : رضا قاسمی ، انتشارات خاوران – پاریس آوریل 2007
روزی استاد سر کلاس پرسید به نظر شما آیا باید ر.و.سپی .خانه ها باشند یا نه ؟
کمی همه هی من و من کردند وبالاخره من به زبون اومدم و گر چه احساس می کردم حرارت بدنم بالا رفته و قرمز شده ام آخه تا حالا راجع به همچین مساله ای در جمع صحبت نکرده بودم اون هم این طور بی پرده ! گفتم به نظرم باید باشن ! و استاد با تعجب پرسید دلیلتون ! گفتم برای اینکه یکی که در جامعه همچین نیازی داره و ومیتونه در یک ر.و.سپی .خانه مشکلشو حل کنه بره اونجا نه اینکه با چشمهای دریده اش تو خیابون هر زن و دختری رو به این چشم ببینه ! با چادر بدون چادر با آرایش بدون آرایش زشت زیبا جوون پیر حتی پیر زن بوق بزنن و چراغ بدن مزاحمت بشن که چی ؟ که دنبال طعمه ان ؟
گر چه اون روز استاد با حرف من مخالفت کرد و گفت نه وقتی مکانی واسه کاری ایجاد کردی یعنی اون رو مشروع دونستی و مشروع دانستن برابر با پذیرش بسیاری از خطاها و رواج اونها ست !
گر چه اون روزدر جواب خانوم دکتر عزیز چیزی نگفتم ولی هنوز هم فکر می کنم اون خیلی محافظه کاره ، و از لایه های پنهان جامعه چیزی نمی دونه لایه های پنهان پر از فحشاست گاهگاهی که بابا چیز هایی رو از بیرون می شنوه و به مادر می گه و اون هم به من ! اصلن فکر نمی کنی تو داری در کنار آدمهایی زندگی می کنی که همشون رو قدیس می دونی ولی کلی مرد و زن فاحشه در اطرافت هستن که تو هرگز روحت هم خبر دار نمی شد ؛ ا این جامعه اونقدر مشکل داره که اگر میزان فحشا ، آشکار و ظاهر بشه حتی تصورش هم مشکله ولی وجود داره آیا با پنهان کردنش می توان از بینش برد آیا با گفتن اینکه هیچ ر.و.سپی .خانه ای در این کشور نیست دیگر هیچ زن و مرد فاسد و فاسقی وجود نداره ! آیا اگر اینجوری گفتی می تونی بیماری ایدز و بیماریهای دیگری رو که ناشی از این امر هست ، رو انکار و یا کنترل کنی ؟ البته من منکر جنبه های منفی احتمالی آن نیستم ولی به نظرم کارکرد مثبتش برای جامعه بیمار امروز ایران بیشتر از کارکرد منفی اش است !
مثل همیشه صورت مساله رو پاک می کنیم و خودمون رو راحت می کنیم و با آرامش می خوابیم و می گوییم " جوان را به کیش نبرید جوان را به مشهد ببرید به قم ببرید تا جوان کیف حلال کند " انگار که دیگر در مشهد و قم نمی تواند کیف نا حلال کند اینها که گفتیم از جملات گهر بار رئیس کل مملکتند در زمان خا.تمی و در انتقاد از سیاستهای وزارت علوم در دوران معین !
پ ن : هر کس این مطلب رو خوند لطفن اگر فرصت داشت نظرش رو هم بگه ! آری یا نه؟ و چرا ؟
تقدیم به همه زنانی که می خواهند شروط ضمن عقد داشته باشند 2 نکته :
1- خانم های محترم توجه داشته باشند با خواستن برخی شرایط ضمن عقد درصد ازدواجشان در بین مردان عزیز ایرانی کاهش می یابد !!!
2- با خواستن برخی از این شرایط دیگر داشتن مهریه معنایی ندارد .
ماده 1119 قانون مدنی :
طرفین عقد ازدواج می توانند هر شرطی که مخالف با مقتضای عقد مزیور نباشد در ضمن عقد ازدواج با عقد لازم دیگر بنمایند .....
الف : شرط تحصیل
" زوج ، زوجه را در ادامه تحصیل تا هر مرحله که زوجه لازم بداند و در هر کجا که شرایط ایجاب نماید مخیر می سازد . "
ب : شرط اشتغال
" زوج ، زوجه را در اشتغال به هر شغلی که مایل باشد ، در هر کجا که شرایط ایجاب نماید مخیر می سازد . "
ج : شرط وکالت زوجه در صدور جواز خروج از کشور
" زوج به زوجه وکالت بلاعزل می دهد که با همه اختیارات قانونی بدون نیاز به اجازه شفاهی یا کتبی مجدد شوهر ، از کشور خارج شود . تعیین مدت ، مقصد و شرایط مربوط به مسافرت به خارج از کشور به صلاحدید خود زن است . "
د : شرط تقسیم اموال موجود میان شوهر و زن پس از جدایی
" زوج متعهد می شود هنگام جدایی ائم از اینکه به درخواست مرد باشد یا به در خواست زن ، نیمی از دارایی موجود خود را اعم از منقول و غیر منقول که طی مدت ازدواج به دست آورده است به زن منتقل نماید . "
ه : شرط وکالت مطلق زوجه در طلاق
"زوج به زوجه وکالت بلا عزل با حق توکیل به غیر می دهد تا زوجه در هر زمان و تحت هر شرایطی از جانب زوج اقدام به مطلقه نمودن خود از قید زوجیت زوج به هر قسم طلاق ائم از بائن و رجعی یا مبارات به هر طریق اعم از اخذ یا بذل مهریه نماید . "
پ ن : چند روز غیبت ، هم برای یک سفرکوتاه وهم تمرین برای ترک اعتیاد به اینترنت !!
