در محیط کارم آنقدر احساس خفقان می کنم که حتی نمی تونم بگم به کی می خوام رای بدم ، چقدر به آزادی نیاز دارم چقدر به هوای غیر آلوده نیاز دارم چقدر به فضای بی ریا نیاز دارم چقدر به احساس امنیت اجتماعی نیاز دارم چقدر به امنیت اقتصادی نیاز دارم چقدر به فرهنگ غیر دولتی نیاز دارم من از اون آدمهایی هستم که با تمام وجودم به اونچه که میر حسین وعده اش رو می ده با تمام سلولهای وجودم نیاز دارم اونقدر خودم رو خفه کرده ام اونقدر در خودم و از اینکه نتوانسته ام حرفم و ایده ام رو بگم احساس حقارت شدیدی کرده ام که گاهی فکر می کنم دچار عقده عمیقی تو قلبم شده ام که رنجم می ده گریه ام می گیره می شکنم و حتی نمی تونم فریادش بزنم ! می خوام بگم تغییر این وضع واسه من به معنای دست یافتن فقط به خواسته هام نیست بلکه امید به زندگی به من می ده امید به زندگی چه کلمه زیبایی! چقدر احساساتی شد!
میر حسین را به کروبی ترجیح می دهم :به موسوی با هر رویکردی ، مخالفانش نمی توانند به او انگهایی این چنینی بزنند اما به کروبی ، هر چه دل تنگشان بخواهد می گویند و شرایط را برای اداره کشور سختر و سختر می کنند
1. تنش سیاسی داخلی
2. بی بندوباری و افزایش فساد
3. مخالفت با نظام
4. گرایش به غرب و عقب نشینی از منافع ملی
5. انقلاب مخملی
6. بی توجهی به مسائل اقتصادی
انگهای نابجایی که به خاتمی زدند و می زنند .
2- میر حسین وزنه سنگینی است آنقدر که فقط نامش به اندازه نام فامیلش بزرگ است ، نامش یادآور ارزشها ، انقلاب ، مملکتداری در شرایط بسیار دشوار جنگ است .
3- تجربه مملکتداریش وکارآیی اقتصادی اش در دوران 8 ساله جنگ جواب داده است ، اما کروبی را در اداره همان یک مجلس هم نپسندیدم ، کم طاقت بودو حرفهای نابخردانه زیاد می زد .
4- برای حفظ مملکتی مثل ایران باید هنرت این باشد که بتوانی از آنها که دم از آرمان میزنند ( شهید داده ها ، بسیجی ها ، انقلابیون و..... ) تا آنها که خواسته هایی فارغ از ارزشها و آرمانها از جمله اقتصاد ، فرهنگ ، آزادی بیان و... دارند را بتوانی پاسخگو باشی و بتوانی به هر دو گروه توجه کنی ، هر کس در کشور ایدئولوژی زده ای مثل ایران بگوید من همه زندانی های سیاسی را آزاد می کنم من برای همه آزادی بیان می آورم با ساسی مانکن ها دیدار کند زیاد نمی توانم موفقیتش را باور کنم نه اینکه او را دروغگو بدانم نه و نه اینکه کارهایش را ناپسند نه ! ولی اینجا ایران است و 30 سال است که رسانه ملی مردم را بمباران ارزشی کرده است به راحتی نمی توان خیلی از افکار نادرست را به یکباره از آنها دور کرد و هر کاری دلت خواست بکنی ! اینجا ایران است نه آمریکا ، توجه داشته باشید هر کس می آید باید بتواند هر دو گروه را با حدی از اعتدال زیر پرچم و حمایت خود بگیرد و باید در چارچوب قانون سخن بگوید حرفهای میر حسین را در چارچوب قانون دیدم اما حرفهای کروبی را نه ! مگر می شود رئیس جمهور شد و مثل احمدی نژاد به یکباره شروع به تخریب هر قانون ، هنجار و ارزشی کرد و یک شبه ارزشهای جدید ساخت ، اما در سخنان میر حسین هر چه می شنوم می گوید برنامه ریزی ، می گوید در طولانی مدت ، و من این حرفها را عاقلانه تر می یابم تا وعده های سر خرمن .
5 – سخنان میر حسین را پسندیدم او نیز چون مار..کس اقتصاد را بسیار مهم ارزیابی کرد و زمانی که خواست از اقتصاد و کمبود ها بگوید چنین مضمونی را گفت : که اقتصاد خواسته و نا خواسته بر فرهنگ هم اثر می گذارد وضعف اقتصادی محصولات فرهنگی مردم و مصرف فرهنگی مردم را به شدت کاهش می دهد شاید بگوییم این که بدیهی است اما کو آنکس که درک کند و به زبان آورد و حرفهایش در مورد قوت بخشی به پایه های اقتصاد ، افزایش اشتغال و توان بخشی صنایع مادر را پسندیدم اما در مورد کروبی نه باز هم همان حرف های 4 سال پیششش در مورد آوردن و دادن پول نفت به مردم را زد . آخر یکی نیست بگوید اقتصاد که از فرق سر تا نوک پایش مدیون و وابسته نفت است تو چگونه می توانی پولش را یک شبه دو دستی تقدیم این ملت بزرگوار کنی پس این اقتصاد وابسته به نفت را چگونه اداره می کنی و همه می دانیم برای قطع وابستگی به نفت نه کار یک سال و 4 سال که کاری درازمدت تر از این حرفهاست ،برنامه های اقتصادی کروبی هم تا اینجا که چندان خردمندانه نبود .
6- دوستی گفته بود دلم می خواهد طرفداران موسوی بگویند به جز روسری گلدار همسر موسوی و .... دلیل دیگری هم برای رای دادن به او دارند من می خواهم بگویم آری ! همین که زهرا . رهنورد زن میر حسین است خودش عامل مهمی در رای دادن من به اوست مردی که سالهای زیادی از عمرش را در کنار زنی چون رهنورد که نه به خاطر شهرت پدر و نه به خاطر شهرت شوهر خود را بالا کشیده است و چنین دیدگاههایی دارد زندگی کرده است خودش نکته مثبتی برای میر حسین است او باید به وجود رهنورد افتخار کند و وقتی بدانی در خانه رئیس جمهور آینده ات زنی چون رهنورد است شاید نگرانی ات بابت حقوق زنان کمتر شود زنی اندیشمند ، نویسنده ، عالم ودانا . من رهنورد را در نوجوانی ام کشف کردم آنگاه که در 14 سالگی کتابی از او پیرامون سفرش به هندوستان خواندم- گرچه نام کتاب در ذهنم نمانده است - و وجودم پر از شعف شد و در دل بر این زن درود فرستادم .
دلایل برتری میرحسین را بر کروبی نوشتم نه برای اینکه بخواهم به دیگران بهتر بودن میر حسین را اثبات کنم فقط می خواستم به خودم بگویم که من فقط به خاطر روسری گلدار رهنورد ، به خاطر خوش تیپ تر بودن موسوی ، و شعف و هیجان موج سبز نیست که میر حسین را بر کروبی ترجیح می دهم .
یکی از دانشجو ها گفت : من تحقیقی رو خوندم که نتیجه اش نشون می داد زنهای خانه دار میزان رضایت از زندگی زناشوییشون بیشتر از زنان شاغل هست چرا نتیجه اینطوری بوده ؟ در صورتی که زنهای شاغل کار دارن ، درآمد دارن ، رابطه های اجتماعیشون خیلی بیشتر از زنهای خانه دار هست ! ولی با این وجود اونها میزان رضایت از زندگی زناشویشون خیلی کمتره !
یاد حرف یکی از اساتید خوبم افتادم روزی صحبت از زنان و حق و حقوقشون شد گفت : من با این موضوع مخالفم که ما به همه زنها از هر قشرو طبقه و موقعیتی آگاهی بخشی کنیم با این منظور که می خواهیم آنها را با حقوقشون آشنا کنیم یا به اسم اینکه داریم از حقوق از دست رفته شان دفاع می کنیم ! تعجب کردم پرسیدم چرا ؟ گفت : زمانی که شما به یک زن خانه دار که سی سال از زندگی مشترکش با همسرش می گذره واگر رفتار شوهرش تا حالا هر طور بوده بپرسی از زندگیت با او راضی هستی و اون بگه شکر ! در حالی که ممکنه خیلی از تبعیضها و بد رفتاریها رو هم داره از طرف همسرش تحمل می کنه ولی راضیه برای اینکه این وضع رو عادی می دونه حالا تو بیا آگاهی بخشی کن هی دم از حقوق و زندگی و عمر تلف شده بزن آیا می تونی سالهای عمر گذشته زن رو بهش برگردونی آیا اون زن حق انتخاب دوباره برای ادامه تحصیل ، شاغل شدن ، و یک همسر دیگه رو داره؟ مسلمن نه ! تو فقط تو زندگیش سرک کشیدی نیشتر زدی و در حالی که نمی تونی کاری برای عوض کردن زندگیش بکنی !
آره من هم با حرف استاد موافق ام ! حالا حکایت همین زنهای شاغله ! برای اینکه اونها از خونه بیرون اومدن ، کار می کنن ، درآمد دارن و از همه مهمتر مقایسه می کنن چون ارتباطاتش زیاد شده ، چون دیگه هر رفتار شوهر رو عادی و همه گیر فرض نمی کنه پس این محرومیت هایی که در مقایسه با دیگرانی که در اطرافش وجود دارن به اون احساس نارضایتی می ده
وشاید دلیل دیگه ای که بشه واسه نتیجه تحقیق آورد این باشه زن و مرد هر دو شاغل شده اند اما آیا در تعریف نقشهایشان تغییری ایجاد شده است آیا از میزان کار خانه و میزان مراقبت از فرزندان تغییری به وجود آمده است در بسیاری از مواقع نه پس علاوه بر نقش کار در بیرون خانه از میزان نقشهای سنتی زن کاسته نشده است در نتیجه میزان کار دوبرابر شده و میزان فرصت برای خودش به عنوان یک انسان به شدت کم شده است خوب این رضایت آور است یا ناراضی کننده ؟