تبليغاتX
از نو

در مراسم خواستگاری فرزندانشان هم بحث سیاسی بود کمی  از فجایع اخیرگفتند  و کمی سر تکان دادند ، هر دو مرد و هر دو پدر گفتند :  امید داریم به فرداهایی که می آیند امید داریم به زندگی بهتر برای فرزندانمان امید داریم برای فرزندانی که تازه می خواهند آشیانه بسازند امید روزهایی بهتر و نیک تر را داریم .

نوشته شده توسط اعظم در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388 ساعت | لینک ثابت |

امروز دوستی را بعد از چند سال دوباره دیدم با شوق بوسیدم از این طرف و آن طرف گپی زدیم و گفت : اتفاقن چند روز پیش با همکارم  از تو صحبت می کردیم ! پرسیدم باکی ؟ گفت : حمیدرضا انگار از فامیلهای دورتان است از تو می گفت ! یک لحظه دلم برای حمید رضا تنگ شد برای شوخ طبعی اش برای سادگی های روحش برای گفتار شیرینش . قبلترها ،  شاید 5 سال پیشتر از این یک روز هم کلام و همکار بودیم فامیلهای دوری  بودیم که فقط آن روز برای اولین بار به احوالپرسی و گفتگو رسیده بود و بعد از آن هم فقط همان یک روز بود همین و همین !     اما آدمها می توانند چه خاطره های خوش یا ناخوشی از خود به جا گذارند  می توان از یاد آوری یک روز لبخند شیرینی بر لب آورد و یا شادی کوچکی در روحت حس کرد !       

به همین سادگی و به همین سختی می توان برای سالهای بعد دیگران  اخمی یا لبخندی را از بودن خود درکنارشان، به آنها ارمغان داد .

نوشته شده توسط اعظم در شنبه بیستم تیر 1388 ساعت | لینک ثابت |

خیلی وقت است که دلم می خواهد دلایل برخی افرادی را که به ا.حمدی.نژاد رای داده اند و خود آنها را شنیده ام یا اعضای خانواده ام شنیده اند را اینجا نقل کنم کمی تامل کردم تا احساساتم فروکش کند و بعد بنویسم همان که هست همان که بوده است من منکر رای قابل توجه ا.حمدی نژاد نیستم اما رایی کمی بالاتر از موسوی ! نه 24 میلیون را !

به نظرم بررسی دلایل رای دهندگان به رئیس الدوله بسیار تامل برانگیز است به خصوص برای جامعه شناسان ما ، برای نخبگان ما برای روشنفکران ما !استاد عزیزی داشتم که همیشه می گفت یک جامعه شناس خوب کسی است که از عاج فیل بیرون بیاد و در درون همه لایه های جامعه سرک بکشه فکر می کنم نخبگان ما در دوره کنونی دچار کمی عدم شناخت شده اند چرا ؟ چون از شناخت لایه هایی از جامعه یا طبقاتی از جامعه غافل مانده اند !

- آقایی با شغل آزاد ورای به احمدی .نژاد :" او برایمان انرژی هسته ای آورده اگر خاتمی بود می ترسید و دودستی تقدیمش می کرد جواب من : به نظر شماانرژی هسته ای اونقدر برای ما درآمد زا هست و نفع اقتصادی داره که به قیمت این همه تحریم بیارزه؟ ! سوالم بی جواب ماند و گفت : " اصل شجاعت در مورد ابر قدرتهاست که اون این ایستادگی رو داره "

همونطور که وبر گفته : دولتها برای اینکه بتونند انسجام درونی خود را حفظ کنند همیشه متوسل به یک دشمن خارجی می شن دشمنی که ممکنه حتی وجود خارجی هم نداشته باشه ولی می سازنش وقتی 30سال تو گوش ملت بخونن اکثر مردم دچار توهم توطئه می شن گاهی فکر می کنم این دولتمردان ما از جامعه شناسان داخلیمان هم در زمینه حفظ قدرت جامعه شناسانه تر عمل می کنند نمونه بارزش همین هفته های اخیر. او.باما مکرر گفت ما دخالت نمی کنیم حرف تندی علیه ایران نزد در نتیجه نتونستند چیز زیادی علیه آمریکا درست کنند پیله کردن به بی بی .سی و انگلیس !

- یک دلیل دیگر در رای به احمدی نژاد قبل از انتخابات  : مردی حدود 40 ساله اوستای بنا می گه" از 30 روز در ماه باور کنید 28 روزش بیکارم تو خرج زن و بچه ام موندم خدا کنه بازم احمدی رای بیاره همین سهام عدالتش خیلی خوبه"

* دردی رو هم دوا می کنه ؟ ج:" نه زیاد ولی خوب همین که هست خوبه دولتهای قبل که می خوردن و به ما همین رو هم ، نمی دادن !"

چگونه می توان به او حالی کرد آیا این عدم رونق اقتصادی ، تورم و عدم ساخت و ساز که دیگر خانه ای ساخته نمی شود که تو بتوانی بنایش باشی آیا ناشی از مدیریت ضعیف همین دولت نیست ؟

 

- مردی 30 ساله ومعتاد قبل از انتخابات : " به ا.حمدی رای می دهم اون موقع که بنزین سهمیه بندی شد من تو اون یک سال حدود 3 میلیون تومن بنزین آزاد فروختم واسه من یکی که خیلی خوب شد چرا بهش رای ندم "

   همکار یکی از خاله هاکه در مقطع  راهنمایی درس می دهد قبل از انتخابات :" حالا موسوی آدم بدی نیست ولی همین که خاتمی از او حمایت می کنه خوب نیست ما به احمدی رای می دیم حداقل فساد نمیاره اون خاتمی که فساد آورد از کجا معلوم که موسوی هم فساد نیاره !"

نتیجه ای که من از چند سال تجربه حرف زدن و دلیل های مردم شهرم ازفساد دارم این است : فساد نه معنای رشوه ، نه معنای فساد اداری ، نه معنای پارتی بازی ، نه معنای دزدی روز افزون ، نه معنای دختر های فراری شهرکها که روز به روز تعدادشون زیاد می شه ، نه مشروب خوری ، نه مردهایی که هر شب با یک زن می خوابند وصبحها پزش را برای هم می دهند نه اینهانیست ! فساد از نظر بسیاری از مردمانی که من با آنها حرف زده ام در لباس کوتاه دختران جوان ، در بیرون ماندن کمی موی دختری 14 ساله، در آرایش زنان و دختران است آری معنای فساد مورد نظری که بارها در بحثها و گفتگوی با آدمهایی که خاتمی را مسبب فساد می دانند اینهاست در 4 ساله اخیر نزدیک به 5 تا 6 مورد سرقت مسلحانه در شهر کوچکی مثل شهر ما فساد هست یا نیست ؟ علتش را از سارقان می پرسیدندو یاد آوری اینکه مگر نمی دانی حکم عملت مرگ است  جوابها همه یک گونه : آری می دانستم تا حالا شده فقر اونقدر بهت فشار بیاره که ادامه زندگی ممکن نباشه.......

 آیا فقر نمی تونه عامل مهمتری در ایجاد فساد باشه تا 4 تا تار موی خانمها ؟ مگر در این چند سال اینها سهام عدالت دریافت نمی کردن تازه اکثرسارقین هم تحت پوشش کمیته بودن ! آیا یک شغل همیشگی می تونه مشکل اونها رو حل کنه یا کمک گه گاهی؟!

-  یکی از همکارهای محترم بنده 7 روز قبل از انتخابات : "شاید به موسوی رای بدیم همه فامیلهای شوهرم طرفدارش هستن ولی من هنوز مرددم " – فامیلهای شوهر از خانواده ای بسیار مذهبی و خانواده شهید – 2 روز بعد حکمهایی مبنی بر تغییر وضعیت از قراردادی به پیمانی آمد و 200 هزار تومان به حقوق ایشان اضافه شد – سه روز بعد جلوی من پیش همکاران دیگر چنان سنگ رئیس الدوله را به سینه میزد که همان طرفداران همیشگی او هم چنین کاری رو نمی کردن و چنین حرفهای چاپلوسانه ای نمی گفتن !

- هکار دیگری از خاله جان گفته بود" بیچاره احمدی نژاد حقوقهامون رو اضافه کرده چرا بهش رای ندیم ؟ همان همکار محترم زمانی  که آخر خرداد شده بود و حقوقشان را دریافت کرده بودن میان و می گن نمی دونم چی شده آخر تیر به حقوق من یکمرتبه 50 هزار تومن اضافه شده بود ولی این ماه نمی دونم چرا دوباره کمش کردن به حقوق شوهرم هم 37 هزار تومن اضافه شده بود اون هم کم شده ! خاله جان می گفت در دل گفتم : حقتون هست همان بهتر که با آدمهایی مثل شما که حاضرید به خاطر چند هزار تومن رایتون رو عوض کنید همچین معامله ای بکنن !

-  گارگر شوهر عمه که تو باغهاشون کار می کنه چند روز بعد از انتخابات میبینتش و می گه به کی رای دادی ؟

می گه: " راستش رو بگم به احمدی نژاد رای دادم باور کنید تا پای صندوق هم که می رفتم مردد بودم ولی چیکار کنم روز پنجشنبه قبل از انتخابات از شهر زنگ زدن گفتن شنبه بیایید سود سهامتون رو بگیرید وقتی پای صندوق رفتم خجالت کشیدم که بهش رای ندم گفتم خوب این پولی که شنبه می خوان بهم بدن به خاطر رایم هست دیگه اگر ندم که گناه داره ! این چند روز مردم رو تو ماهواره دیدم که تو تهرون تظاهرا.ت می کردن دلم خنک شد حقشونه این دولت مگه برای ما جز بدبختی و فقر چیز دیگه ای آورده از زور بدبختی و فقر نمی دونیم شکممون رو چه طوری سیر کنیم !"

اینها استدلالهای تنی چند از مردمان کشورمان بودند چه آنها را به حساب بیاوریم چه نیاوریم اینها مردمان مایند با اینگونه تفکرو با اینگونه استدلال .....................

گر چه الان همه از تقلب می نویسند از حق خورده شده ، ولی من میخوام بگم ما اگر بخواهیم برای تحقق یک جامعه مدنی تلاش کنیم ، جامعه ای که در اون حقوق شهروندی محترم شمرده بشه ، آزادی بیان باشه باید همه اقشار جامعه مون رو بشناسیم و به نیاز های اونها هم توجه بشه  .

 

نوشته شده توسط اعظم در یکشنبه چهاردهم تیر 1388 ساعت | لینک ثابت |
 از ندگی نوشته بود تاکسی نوشت های این  روزها ؟ یکی از تاکسی نوشت  های امروز شهرستان 2۰۰000هزار نفری من را برایتان می نویسم دو زن در تاکسی با هم حرف می زدند – نه فقیر بودند و نه دیوانه ونه شریر – دو تا آدم معمولی معمولی :

خوبه حالا تو تهران می کشنشون وگرنه معلوم نبود  دست به چه کارهای دیگه ای می زدن ! وصف هموطنانشان که این روزها در تهران به کام مرگ فرستاده شده اند !

این سخنان شاید تلنگری باشد برای روشنفکران ، نخبگان ، تحصیلکردگان جامعه که به نظرم هنوز لایه های مختلف این جامعه را نشناخته اند اینها سخنان مردم کشور ما هستند ، اینها نه پست اند نه آدم کش نه شریر اینها سخنان دو زن معمولی اما نا آگاه اند همین ! تا آگاهی همگانی همه مردم ایران بالا نرود کاری در جهت بهبود وضعیت دموکراسی در ایران نمی توان کرد  !
نوشته شده توسط اعظم در چهارشنبه سوم تیر 1388 ساعت | لینک ثابت |

ما که برای کشته شدن ۹۰ نفر البته به روایتی ۴هزارنفر- درستش را نمی دانم  کشتن کشتن است چه ۱۰ نفر چه ۹۰ چه هزا رِ   مساله نفس عمل است - در میدان ژاله در ۱۳۵۷آن رادر تقویممان می نویسیم که یادمان نرود چگونه می توان ده ها نفر از مردم خودمان را که هیچ ضدیتی هم با نظام ندارند به خاک. و خون بکشیم آن هم به نام آشوب . گر! 
نوشته شده توسط اعظم در دوشنبه یکم تیر 1388 ساعت | لینک ثابت |
 
ليست وبلاگهای به روز شده ليست وبلاگهای به روز شده