شوهر دوستم مهندس معدن است و خوب در معدن کار می کند : می گفت : رئیسشان زن است و تمام بخش ، مرد . خوب برای مدیریت هم کمی دستورات و و کنترل لازم است اما آیا مرد ایرانی در جامعه مردسالار ما حالا گرچه همه از نوع مهندسش هم باشند تاب و تحمل رئیس زن را دارند ؟ شوهر دوست می فرمودند "پشت سر این خانوم او را با چنان القاب رکیک و زننده ای صدا می کنند من که مرد هستم احساس شرم می کنم و هر چه بهشان می گویم مگر خارو مادر از خودتون ندارید و حخالت بکشید اما کو گوش شنوا !من که اشکالی و رفتار نا مناسبی ندیده ام اما به صرف زن بودنش مورد غضب همکاران نا محترم بنده است " . خوب این همه ذکر خاطره و روده درازی کردم که بگویم آیا این بدعت رئیس الدوله در آوردن وزیر زن آن هم از نوع آجر .لو با همه ضد حقوق زن بودنش آیا نمی تواند این روحیه عدم پذیرش زن در ارکان بالای قدرت و مدیریت را بشکافد و پذیرشش را برای آیندگان هموار کند به نظرم اگر وزیران زن هر چقدر هم گند بزنند ، بی سوادیشان از بقیه وزرای همکار شان که فقط جنسیتشان مرد است بیشتر نیست ! پس شمشیر ها را از غلاف برای گردن زدن چنین ایده ای بیرون نکشیم . به شخصه که فکر می کنم اگر یک نفر بتواند این بدعت را بگذارد همین احمد نژاد است حالا نامش را هر چه می خواهیم بگذاریم : خودنمایی در اهمیت دادن به زنان ، باز هم عوام فریبی ، با ج دادن و .....
به راستی که چه خوب گفته است در مورد جامعه بی اخلاق ما . غیر از مردمانمان که به این بی اخلاقی عادت کرده اند تلویزیونمان دیگر کوس بی اخلاقی خود را خود می زند ! یکی از نمونه های بسیار بسیار کوچکش این جمله است ، مثلن هر وقت می خواهد راجع به مردم چین ، کره یا ژاپن خبری بدهد چنین می گوید "، امروز رئیس جمهور این چشم بادامی ها چنین گفت " آخر اسم این نحو بیان کردن را چه می شود گذاشت قربان چشم های درشت شما و آن رئیس جمهور مورد قبول تلویزیون شما! آخر باید به که اعتراض کرد اگر بخواهند در جایی از دنیا به جای آنکه بگویند ایرانیها بگویند این کله سیاهها یا این ریشو ها یا این کلاغ سیاهها ما چه می کنیم و چه می گوییم ما نه به خود نه به هیچ قوم و ملتی احترام نمی گذاریم فقط ادعایمان گوش فلک را پر کرده است وای به حال ما و وای به حال نسلهای آینده این مرز و بوم .
کاری که قبل تر ها و این روزها بیشتر ، تلویزیون یا به قول بعضی ها " رسانه . ملی " انجام می دهد چقدر شبیه مفهوم " خشونت نمادین " بوردیو است . بوردیو* می گوید : " خشونت نمادین در انحصار دولت است صورت ملایمی از خشونت ، که به صورت غیر مستقیم و بیشتر از طریق مکانیسمهای فرهنگی اعمال می شود خشونت نمادین از طریق نظام آموزشی در مورد انسانها اعمال می شود – تاثیر گذارترین عنصر آموزشی در کشور ما تلویزیون . دولتی است نه کتاب ، نه روزنامه ، نه اینترنت و نه ماهواره ..... هیچکدام تاثیر این "رسانه.ملی " را ندارند – زبان ، معانی و نظام نمادین افراد در راس قدرت ، بر بقیه مردم جامعه تحمیل می شود و جایگاه افراد درراس قدرت را تحکیم می بخشد و عملکرد واقعی آنها را از چشم بقیه مردم پنهان می سازد " .
* پیر بوردیو جامعه شناس فرانسوی متولد 1930
چند ماهی است که برای انجام کارهای بانکی ، به بانک تازه تاسیسی در نزدیکی محل زندگیمون میرم و حسابی از دست اون بانکهای شلوغ مرکز شهر راحت شدم ، چون زیاد شلوغ نیست همیشه کارهام زود راه می افته ! اون روز هم که بانک رفته بودم دو نفر جلو من بودن ، خلاصه با خودم گفتم چه خوب تا من فرم رو پر کنم دیگه نوبت من هم زود می شه وقتی می خواستم فرم رو تو نوبت بذارم دیدم انگار دو تا شی کاغذ مانند ( یک کارت سوخت و یک بلیط قطار ) هم اونجا اضافه شده ُ من هم فرمم رو گذاشتم پشت سر اونها وداشتم با خودم فکر می کردم که اینها چی هستن و یکدفعه از کجا اومدن ؟ که دیدم آقایی که بعد از من اومده بود یکی از اون کاغذ ها رو برداشت و فرمش رو جای بلیط قطار گذاشت من که تعجب کردم پرسیدم ببخشید آقا چطوری شما که بعد از من اومدین حالا فیشتون رو جلوتر می ذارید ؟ گفت : وقتی اومدم قبل از اینکه فیشم رو بنویسم این کاغذ رو تو نوبت گذاشتم گفتم : ولی به هر حال الان نوبت منه ؟ مرد سی ساله با ریشی بلند و انگشتری عقیق در دست دوباره در جوابم گفت : خانوم شما مثل اینکه اولین باره بانک میایید و نمی دونین این روش درست نوبته همه این کارو می کنن ! شما هم بعد از این ، این کاررو بکنید ! تا حالا معمولن جواب این جور آدمها رو نمی دادم ولی گفتم : کار شما عدم رعایت حقوق دیگرانه و من هیچوقت کار های اشتباه دیگران رو تکرار نمی کنم.
داشتم فکر می کردم علت این همه قانون شکنی ، عدم احترام به حقوق دیگران ........ شاید یکی از دلایلش آدمهایی مثل من بودن که اگر حقی ازشون ضایع می شد و خلاف حقوق و قانون چیزی رو می دیدن یا حرفی نمی زدن یا برای اینکه مثل من به نا آگاهی و جهالت متهم نشن همرنگ جماعت می شدن ! البته گفتم شاید فقط یک دلیلش این باشه .
