تبليغاتX
از نو - تک درخت سنجد

پله ها رو دو تا کی بالا اومدم شماره کلاسم رو نمی دونستم دیر شده بود امابا دیدن یکی انگار همه عجله ام تموم شد آره فیروزه بود 8 سالی می شد که ندیده بودمش اینجا چیکار می کرد گفت : اومده جمعیت و تنظیم خانواده درس بده گفت :سه نفر بیشتر نبودن کلاس رو تعطیل کردم گفتم : اینجا سیستمش فرق می کنه من یکبار بادونفر هم درس دادم !  از خودش و دختر کوچولوش پرسیدم و از اون یکی دوست پزشک،  گفت : امسال تخصص زنان قبول شده خیلی خوشحال شدم خیلی ، دلم هوای دبیرستان تربیت و همکلاسیهام رو کرد هر کدوممون حالا یک جای این کشور و یک جای این دنیا پرت شدیم یاد فاطی افتادم یاد اردیبهشت هایی که با هم صبحهای خیلی زود پیاده می رفتیم و کلی با شکوفه هاو بوی سکر آور تک درخت سنجد خیابون عطار حال می کردیم !

نوشته شده توسط اعظم در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388 ساعت | لینک ثابت |
 
ليست وبلاگهای به روز شده ليست وبلاگهای به روز شده