کتاب خداحافظ گری کوپر از رومن گاری رو دیروز تمومش کردم .
جملاتی از کتاب که که خیلی ازش لذت بردم رو در زیر می آورم البته شاید آوردن تکه هایی از یک متن در جایی دیگر بدون اول و آخرش کمی به نظر بی معنی برسه ولی ......
اینجا هم یک نقد - چرا "خداحافظ گاري كوپر" رمان بزرگی نیست؟ - ازاین کتاب گذاشتم !
- آدم حکم پول را دارد . هرچه مقدارش بیشتر ، ارزشش کمتر . امروز چیزی که ارزش ندارد جوان بیست ساله است جمعیت جوانهای بیست ساله در دنیا از حد گذشته و دنیا دچار تورم جوانان شده است .
- می بایست توجه داشت و به موقع جلو خود را گرفت تا در مستی زندگی یخ نزد .
- " آزادی از قید تعلق " چیز فوق العاده ای است وقتی از قید تعلق آزادی یعنی تنهایی . نه طرفدار کسی هستی نه ضد کسی همین .
- آنقدر لبخند زده بود که عضلات صورتش گرفته بودند . بیچاره فاحشه ها که تمام روز باید لبخند بزنند بعد از یک روز کار چه حالی باید داشته باشند .
- عشق فقط هماغوشی نیست . اگر این طور بود می شد کاری کرد .عشق زندگی است که می خواد شما رو دوباره گرفتار خودش کند .
- معتقد بود که مردها همه شان سورآلیستند و او نفهمید که سور آلیست یعنی چه ؟ و جواب شنیده بود که سورآلیست درست یعنی همین . نباید دنبال فهمیدنش بود مردها دقیقن همینطورند .
- یهودیها وقتی ریشه شان را برانداخته بودند هر جا که می رفتند مرده هایشان را همراه می بردند و به رخ همه می کشیدند .
- نابودی همیشه برای هنر خیلی خاصیت داشته هر دفعه که دنیا نابود شده حرفهای کهنه دوباره زنده شده .
- بهترین شیرینی دنیا همونه که اصلن پیدا نمی شه ، خدا ، کمونیسم ، برابری ، آدم ، با چهار خط پر رنگ زیرش .
- نسل گذشته شانس داشت . دوره آنها هیتلر و استالین بودند و می شد گناه همه چیز رو گردن آنها انداخت . امروز دیگر نه هیتلری است و نه استالینی .
- می گویند " علت میخوارگی معتادان این است که نمی توانند خود را با واقعیات سازگار کنند . " ولی آخر کسی که بتواند خود را با واقعیات سازگار کند که یک بی درد الدنگ است .
- علم تپانچه عجیبی است . با همه جور چیزی می توان آن را پر کرد و درق درق کلک هر چیز قشنگی را کند .
