تبليغاتX
از نو


در یک کلاس  50 نفره وقتی نزدیک 30 تا دختر سراپا مشکی جلوت می شینن اون موقع است که مفهوم رنگ سیاه رو درک می کنی با اون عرفها و هنجار های غلطی که در مخ مردم فرو شده چطوری می شه این رنگ سیاه رو از اونها دورکرد ؛ دخترهایی با چادر یا مانتو شلوار و مقنعه های مشکی دقیقن شبیه یک توده سیاه ، چشم و دل آزار دهنده به نظر میان که انگار این همسانی رنگ و پوشش هویت جداگانه راهم از آنها گرفته ، دانشجو های پسر رو حداقل با رنگ های متنوع لباسهاشون و یا مدل موهاشون می شه از هم تشخیص داد ولی دختر ها شبیه یک توده همسان که گاهی فکر می کنی هیچ تفاوتی بینشون نیست و به راحتی قابل تشخیص نیستن !

تقصیری ندارن خود من هم شاید یکی از اونها ! وقتی فشار های عرفی و هنجاری و گاهن کم کم قانونی اش را شاهدیم ،  دیگر چگونه توقع رنگ سبز و آبی و زرد و نارنجی می ره !  تازه این رنگها بماند همان سورمه ای و قهوه ای و خاکستری رو هم به زور می شه در تنوع رنگی لباسهای دانشجوهای دختر دید !

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت   توسط اعظم  |