تبليغاتX
از نو


پدر و مادر بالاخره در زندگيشون يك عرف شكني بزرگ رو انجام دادن

ماجرا از اين قراربود كه وقتي مي خواستن عازم سفر حج بشن ما بچه ها به والدين عزيز پيشنهاد داديم كه طبق رسمهاي مرسوم عمل نكنيد از كسي خداحافظي نكنيد در نتيجه مراسم بدرقه و مراسم آش پشت پا و مراسم جا خالي با ( نمي دونم مردم شهرهاي ديگه هم دارن يا نه ؟  ولي اين مراسمي است كه فاميلهاي نزديك وقتي كسي سفرحج مي ره كادو مي خرن مي يان خونه طرف و چند ساعتي هستن و مي رن اما همه اينها آغازي براي ماجراهاي بعدي است !!) و مراسم استقبال روزي كه از مكه ميان و دوباره مراسم وليمه كه بعد از مكه اومدن و پس لرزه ها و كساني كه هنوز بعدن ميان و نزديك 20 روز هي مي بيني يكي در مي زنه مي خواد بياد پيش حاجيان عزيز رو نداريم ! دردسرهاي حج رفتن تازه پس از اومدن شروع مي شه نمي شه كه اين همه محبت و گل وكادو رو با يك چيز الكي جبران كرد حالا چه چيزي رو به عنوان سوغاتي بدي كه هم كم نباشه هم جبران زحمتها و كادوش شده باشه  اينجاست كه وامصيبتا ست ! و فكر همه اينها ست كه خيلي ها رو به جاي استفاده از سفري كه رفتن راهي بازارهاي مكه و مدينه مي كنه !

خلاصه اينكه بيشتر به اصرار و دليل آوردن هاي من راضيشان كرديم كه به هيچكس نگيد مي خواهيد بريد سفرمعنوي اين همه دردسر واسه خودتون چرا درست كنيد ؟! همچين سفري رفتن اون هم در شهر كوچكي مثل شهر ما مگر مي شه ملت خبر دارنشن ؟!خلاصه كه اونها رفتن بدون هر گونه از اين مراسم ها بدون هرگونه سوغاتي براي فاميل و جالب بود فكر مي كرديم شايد فاميل و آشنا بعدن گلايه كنند و ناراحت بشن ولي ناراحتي اي  در كار نبود گر چه يك كمكي گلايه اما نه چندان  بلكه خيلي ها پدر و مادر رو تحسين كردن و گفتن خوش به حالتون كه اينطوري رفتين . همچين سفري رو مي ري كه فيض معنوي ببري نه اينكه بري جيب عربهاي عربستان رو پر كني و برگردي ! 

خلاصه اينكه نتيجه جالب بود خيلي از ما آدمها فشار شديد برخي هنجار و عرفها رو فقط به خاطر فشار هاي بعد از اون يا همون حرف مردم مي پذيريم و اجرا مي كنيم حاضريم حرف مردم نباشه ولي حالا با اجراي اون مراسم هر چي هم زجر كشيديم خوب بكشيم ديگه و فكر كنيم كه چاره اي نيست گر چه من مخالف مناسك و مراسم نيستم و به نظرم اينها همه معنا دهنده زندگيمون هستن ولي بايد تا جايي اجراشون كرد كه زجرت ندن لذت و خوشي اي رو در زندگي ازت نگيرن بلكه لذت بيشتري رو هم به زندگيت بدن !

+ نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت   توسط اعظم  |