مطلبي را در مجله شهروند امروز خواندم كه برايم بسيار جالب بود
مطلب اين بود :
تعداد زنان در كابينه نخست وزير جديد اسپانيا بيشتر از تعداد مردان است – 9 نفر از اعضاي كابينه 15 نفره اسپانيا ، يعني بيش از نيمي از وزيران دولت زن هستند – گرچه واكنشهاي متفاوت و استدلالهاي متعددي در باب درست بودن يا نيودن چنين تصميمي صورت گرفته است ولي آنچه در اين مطلب بيشتر توجه مرا جلب كردخود نخست وزيربود نخست وزيري كه كاركردن با وزراي زن را انتخاب كرده است و آنها را شايسته تر و لايق تر از خيلي از مردان سياستمدار كشورش دانسته است نخست وزيري كه با نگاه و فكر خاصش ، به اين نتيجه رسيده كه با كمك اين زنها بهتر مي تواند اهداف دولت رابه پيش برد !
دلم مي خواست ازسياست هاي گذشته اش و نوع عملكرد سياسي اش بيشتر بدانم كه آن را كمابيش در نوشته مرتضي الويري خواندم و دانستم :
ساپاترو – نخست وزير كنوني اسپانيا – 4 سال قبل هم نخست وزير بوده است و آنچه سبب انتخاب دوباره او از سوي مردم شده است دستاوردهاي 4 سال قبلش بوده است ، از جمله اينكه : رسيدن به بالا ترين رشد اقتصادي اسپانيا در سال 2007 ، و توسعه و گسترش روابط اقتصادي با بسياري از كشورهاي آمريكاي لاتين و آسيا و نه فقط با اروپا و آمريكا ، خارج كردن نيروهاي اسپانيا از عراق و مشاركت ويژه با اتحاديه اروپا در برقراري صلح بين المللي و سعي در حل اختلاف با جدايي طلبان اتا از را ه مذاكره و گفتگو و نه جنگ .
همه و همه دست به دست هم دادند تا بار ديگر مردم اسپانيا مردي صلح طلب را براي كشورشان انتخاب كنند او با چنين ويژگيهايي بيشتر وزراي كابينه اش را از بين زنان كشورش انتخاب كرده است كه خود جاي بسي تامل دارد .
ياد حرفهاي يكي از اساتيدم افتادم كه مي گفت : اين است دنيايي كه مردان حاكمانش هستند و آن را ساخته اند سراسر جنگ ، خشونت ، بمب اتم ، فقر ....... شايد اگر زنان حاكمان جهان مي شدند وضع به گونه ديگري مي شد شايد جهاني داشتيم كه خشونت و جنگ و فقر درآن كمتر مي شد و صلح بيشتر !
هميشه اين مطلب سوال ذهنم بوده است آيا اگر زنان حاكمان جهان مي شدند واقعن جهاني با صلح بيشتر داشتيم ؟! البته به يك موضوع معتقدم كه زنان رشد يافته دركشورهاي مرد سالار نبايد حاكمان جهان شوند بلكه زناني مي توانند قدرت را در دست گيرند و محيطي با صلح بيشتر و خشونت كمتر را به وجود آورند كه خود تربيت شده يك حكومت و محيط مرد سالار نباشند زيرا به وضوح و و چندين و چند بار در محيط اطرافم زنان تحصيلكرده سرزمينم را ديده ام كه به ندرت روحيه دموكراتيك يا روحيه اي همراه با پذيرش ديگراني با افكار ، آرا و سليقه هاي متفاوت را دارا هستند !

