تبليغاتX
از نو


 

در ادامه پست گذشته :

مرتن مي گويد زماني كه وسيله رسيدن به هدف ارزشمند تر از خود هدف در زندگي آدمها شود اينجا ست كه نوعي انحراف اتفاق افتاده و خود ، نامش را مناسك گرايي ميگذارد  و مثالي كه در اين مورد مي توان زد مذهب است .

 

واقعن هدف مذاهب چه بوده ؟ غير از رستگاري بشر ، غير از هدايت انسان به سمت نيكي ، اخلاق و خوبي ؟ حالا اگر هي دو دستي بچسبي به مناسك و مراسم مذهبي و آن هدف اصلي كه هدف از اين مراسم خوب شدن اخلاق و رفتار و كردار انسان است را فراموش كني ؛ اينجاست كه انحراف اتفاق مي افتد كه من هميشه سر كلاس مثال عاشورا را مي زنم در تمام زندگيم البته از آن زمان كه كودكيم پشت سر گذاشته شد و ديگر به رو.زهاي عاشورا به چشم يك تفريح قشنگ نگاه نمي كردم ؛  مراسم روز عاشورا  در بين مردم و كارها و رفتارها يشان برايم مساله بوده است هميشه از دانشجوها و از خودم مي پرسم مگر نمي گوييم كه حسين مي خواست درس انسان بودن خوب بودن ،آزادگي و آزادي را به ما بدهد چند نفرمان بعد از اين روز ديگر دروغ نمي گوييم تهمت نمي زنيم به حقوق ديگران احترام مي گذاريم زير بار حرف زور نمي رويم چند نفر مان ؟ و چقدر ؟ وقتي اين روز و مراسم نتيجه اي و بهبودي در رفتار و كردارمان نداشت پس به انحراف رفته ايم به آن مناسك گرايي " مرتن " دچار شده ايم و هدف از دستمان در رفته است و اينجاست كه ذهن دانشجوي كلاس به جاي آنكه اعتقادش به او كمك كند كه رو نويسي نكردن و انجام دادن كامل تحقيق ، به عنوان يك مسئوليت در نظرش مهمتر جلوه كند اول يا دوم بودن بسم ا... برايش مهمتر مي شود......  

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت   توسط اعظم  |