تبليغاتX
از نو


واسه کاری مجوز می خواستم  ازم فرم عدم سوء پیشینه خواستن  بماند که از کلی هفت خوان و انگشت نگاری گذشتم در آخر فرمی دادند که پر شود ، ابتدای فرم اینگونه بود :

نام و نام خانوادگی :  ................     فرزند : .............   زاییچه : ......................

 

توجه فرمودید " زاییچه " تا حالا اصلن همچین کلمه ای رو در هیچ مطلب ، متن ، فرم و کتابی ندیده بودم اول متوجه نشدم منظورشون چیه بعد فهمیدم در قسمت فرزند باید نام پدرم و در قسمت زاییچه نام مادرم را بنویسم ! بر سر این ملت و این فرهنگ چه می رود ؟

تازه فهمیدم که من فرزند مادرم نیستم من فقط زاییچه اویم ! عجبا ! 9 ماه تمام ازخونش خورده ام ذره ذره گوشت و خونم از خونش شکل گرفته ، نیمی از کروموزومهایم یعنی به همان اندازه که از پدر به ارث برده ام از او هم به من رسیده ، 2 سال از شیره جانش مکیده ام وهر چه جیش و استفراغ سفید داشته ام رو دست و بال اون ریختم اما اونجا که پای مالکیت و پای حق عملی و نه حرفی _ چون گوشها از حرفها پر است که بهشت زیر پای مادران است و چنین و چنان ولی وقتی صحبت از حق قانونی می شه ، اصلن مگر این زنه حقی هم از این بچه دارد بچه مال پدر است دین گفته است ،  که گفته است  که زنها هم فرزند دارند ؟ - وسط میاد دیگه نامش رو باید به عنوان کسی که فقط زاییده است آورد نه کسی که فرزند دارد ، هی هر روز با خودم می گم امروز دیگه حرص نخور ، کله پدرشون با اون کارهاشون ، رفتار هاشون و قوانینشون اما مگه می شه هر دم از این باغ بری می رسد !

به جای اینکه انرژی و فکرمون رو بذاریم واسه کارهایی که ازتوش ، نون و آب و علم در بیاد باید روی پیش پا افتاده ترین حقوق انسانی مون چک و چونه بزنیم و فکر کنیم .

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت   توسط اعظم  |